النسفي (مترجم: مجهول)
30
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)
نمىرسد ؛ و اگر حق مفهوم بودى ، سخن به وى رسيدى . با خود « 1 » گفتند سخن محمد نامفهوم است كه به دلهاى ما نمىرسد ؛ و چون بضمّ لام خوانى « 2 » چنين بود : دلهاى ما اوعيهء علمهاست اگر اين آورده راست بودى ، دلها [ ى ] ما آن را بپذيرفتى . يا گفتند چون دلهاى ما پر كرده از علمهاست ، ما را ازين آوردهء محمد استغناست . بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ نه چنين است كه مىگويند سخن نامفهوم نيست ، و دلهاى ايشان اوعيهء علوم نيست ، و احتياج ايشان به وى معدوم نيست ؛ ليكن لعنت كرده استشان خداى ، عزّ و جلّ به كفر ايشان ، و كند گردانيد « 3 » فهم ايشان ، و بازگردانيد « 7 » از طلب وى قصد ايشان ؛ فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ اندك ايمان مىآرند و بيشترى در كفر مىگذارند « 4 » . ( 88 ) وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ و چون آمد به ايشان كتابى يعنى قرآن از خداى ايشان ، موافق مر آن كتابى « 5 » كه با ايشان است يعنى تورات در اصل ايمان ، و نگاه داشت فرمان و ترك عصيان ، وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا و پيش ازين نصرت مىخواستند بر مشركان عرب ، به شفيع آوردن مصطفى صلى اللّه عليه و سلم به رب ؛ يعنى گفتندى به حقّ نبىّ آخر الزّمان ، نصرت دهى ما را بر دشمنان . فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ چون بيامد به ايشان آنچه « 6 » مىشناختند از حقى كتاب و رسول منكر شدند ، فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ لعنت خداى تعالى بر آنها كه كافر شدند . ( 89 ) بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ بد اختيارى كه كردند [ مر تنهاى خويش را ] ، أَنْ
--> ( 1 ) - ن : يا خود . ( 2 ) - يعنى اگر : « غلف » را به ضم لام خوانى كه در آيهء وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ . . . آمده است . ( 88 ) . ( 3 ) - ن : گردانيده . ( 4 ) - اصل : مىگزارند . ( 5 ) - ن : كتاب را . ( 6 ) - ن : آنج . ( 7 ) - ن : گردانيده .